خاطرات تور یزد و کویر زرین/ بابت لی لی لی لی گفتنامون...

تور یزد و ریگ زرین - منظومه خرد

خاطرات و گفته های همسفران

25 دی 1391

اولین عصر که سوار وانت شدیم بهترین خاطره گروه ما بود. اولین باری بود که سوار وانت شده بودیم. اولین وانت سواری توی هوای سرد عالی بود. همه همدیگر رو بغل کرده بودیم که گرممان بشه. نفرات آخر را سخت گرفته بودیم تا نیوفتند. همه ایستادیم و آهنگ جواد خوندیم. به شترا می خندیدیم چون به دلایلی بچه ها می گفتن اجداد منن.خلاصه کلی کیف کردیم برای بچه هایی که سوار وانت شدن افت داره اون موقع واقعا جالب بود.

درسا حسین خانی

 

بهترین خاطره ای که داشتیم وقتی بود که سوار وانت شدیم بسیار خوش گذشت الکی جو میدادیم و داد می زدیم. به به می کردیم و شعر می خوندیم و کلی کلی خندیدیم. توی کویر هم خیلی خوش کذشت ولی خیلی کم توی کویر بودیم باید بیش تر بودیم و بیش تر توی کویر می موندیم و عکس می گرفتیم و خوش می گذروندیم ولی خب اشکال نداره کلا خوب بود.

دنیا کتیرایی

 

سفر خوبی بود خوش گذشت فقط خانه ی روستایی جای ناراحتی بود. موقعی که ما سوار وانت شدیم عالی بود . توی وانت همه فقط رو هم می افتادیم و آهنگ می خواندیم و فوق العاده بود . غلت زدن روی شن ها خیلی خوب بود البته اگه من و کیانا زمین نمی خوردیم بهتر بود. تو این مسافرت ما فقط وسایمان را گم و دوباره پیدا مکردیم . تو خانه روستایی زندگی کردن سخت بود مخصوصا دسشوئی رفتن.

غزل جعفری

 

خیلی برنامه خوبی بود و خوب برنامه ریزی شده بود . از همه بیشتر کویر و غلت زدن توی شن ها حال داد. البته هتل هم خیلی خوب بود چون من و دوستام توی اتاق vip اقامت داشتیم و رفتیم جکوزی . اما غذاها اغلب بد مزه بود به جر روزآخر . من عاشق تور لیدر هام و خیلی دوسشون دارم.

آنیتا امینی

 

خاطره بنویسم ؟ ... بابت تمام دیوونه بازی هامون ... بابت تمام لحظه های شادی که واسمون ایجاد کردین ... بابت شترسواری و پشت وانت پیکان جوانان ... بابت خاک پاشید نامون و بابت لی لی لی لی گفتنامون ازتون تشکر و عذر خواهی می کنم.

رخشان

 

هوا خیلی سرده . من که تو کویرم ژاکت تنم نبود ، الآن دو تا کت تنمه همه با وانتا رفتن و ما موندیم و یه آسمون ستاره و سر مایی که تقریباغیر قابل تحمله. نمی دونم . 1 ساعته داریم تو این تو این تاریکی راه می رویم ... نور ماشسین داره از دور میاد و ما هممون منتظریم برسد که بریم خونه ... مرسی خیلی خوش گذشت.

مرضیه

 

خب .... الآن خطاب به کی باید حرف بزنم؟ نمی دونم ... من فکر کنم همون آدمی که همیشه براش می نویسم. سلام مخاطب سفر عجیبی بود . توش همه چی تجربه کردم !!! همه چی ! خوشحالی و گرما و سرما و دلتنگی و... خب فرصتی بود که همه در کنار هم تجربه کنبم که بر زندگی دیگه یه جورایی! مرسی بابت همه چی!

رشیدیان

 

بهترین خاطره ی من موقعی بود که الکی ترس و هیجان خودمان را از ریگ ها قل می دادیم پایین آن وقت مثل بچه های 3 ساله که اولین بار خیلی کارها را انجام می دهند سعی می کردیم بالا برویم تا باز خود را قل بدهیم اما این اتفاق نمی افتد حتی یاد گرفتیم که مثل روباه با هر حیوان دیگری از تپه ها بالا برویم به نظر من این می تواند ماندگارترین و زیباترین خاطره باشد و برای ما باقی بماند .

الناز سادات کاشانی

 

یه هویی نوشتن سخته! البته یه هویی هم نبود ولی بیشتر مسافرت آدم هایی خوب بودن که باهاشون آشنا شدیم، مثل همه ی شما که با اولین برخورد که به ما شیرینی دانمارکی دادین انگار کلی همدیگرو می شناسیم. واقعا مرسی

مهلا ترکاشوند

 

تو کویر با پای بدون کفش بر روی شن ها راهرفتن بهترین چیز بود، مخصوصا موقعی که پانیذ دیگر نتوانست بالا بیاید آن زمان بهترین زمان در سفر بود.

صبا رای

 

مهربونی آدما و خاطرات خوب دوتا چیزند که هرگر فراموش نمی شوند... مرسی ... دلم برتون تنگ می شه زیاد...!!!

پانیذ کبیرپور

 

عشق می پرد با رنگ ها دگرگون می شوند، فقط خاطره ها باقی می مانند. کسی که هیچگاه شما را فراموش نمی کند .

مبینا ابوترابی فرد

کانال تلگرام اسپیلت

کانال تلگرام اسپیلت

اینستاگرام خارجی

شماره تلفن اسپیلت