خاطرات ییلاق داماش / به کجا چنین شتابان

ییلاق داماش

خاطرات و گفته های همسفران

18 مرداد 1392

  عید فطر امسال که همراه با همسرم در این برنامه شرکت کردم بسیار عالی بود زیرا همراهان و لیدرهای خوب و طبیعت بسیار زیبای منطقه خوشحالی این عید را چند برابر کرده بود.
آزادی

 

  زندگی کوره آبی خنک و رنگین است. آب این گوزه گهی تلخ کهی شور  گهی شیرین است. زندگی گرمی دلهای بهم پیوسته است. تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است . زندگیتان سرسبز
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.

 

امروز و دیروز به من خیلی خوش گذشت جای خیلی سرسبزی بود.
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زین جا، حوس سفر نداری؟
زغبار این بیابان همه آرزویم اما  چه کنم که بسته پایم... چه کنم که بسته پایم
سفرت به خیر اما تو دوستی خدا را چو ازاین کبیر رحمت به شلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها به باران برسان سلام ما را
باران – 8 ساله

 

  من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ، می چرد گاوی در کرد.
ظهر تابستان است.
سایه ها می‌دانند، که چه تابستانی است.
سایه‌های بی‌لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست.
زندگی خالی نیست.
مهربانی هست. سیب هست، اسمان هست.
تا شقایق هست زندگی باید کرد.
نیلوفر شعبانی

 

  سفری بود کوتاه، دلچسب و خاطره انگیز، دور از هیاهوی تهران  و کارهای روزمره همیشه دلتان شاد و سرتان سبز باد
عفت سوری

 

  زندگی زیباست اس زیبا پسند. زنده دلها به زیبایی رسند.
تقدیم به دوستان اسپیلت
شعبانی، حق مرادی

 

 

کانال تلگرام اسپیلت

کانال تلگرام اسپیلت

اینستاگرام خارجی

شماره تلفن اسپیلت