خاطرات تور نوروز کران تا کران / همیشه لبخند به لب

تور نوروز کران تا کران

خاطرات و گفته های همسفران

2 فروردین 1393

عکس از امین بشیری

 

ضمن تشکر از برگزارکنندگان این تور، سفر بسیار خوبی بور پر از تجربه یادگیری و افتخاری می کنم به سرزیمنی که در آن زاده شدم و زندگی می کنم ک هیچ نقطه آن شبیه هم نیست و هرجای آن زاده شوم و زندگی می کنم که هیچ نقطه آن شبیه هم نیست و هرجای آن متفاوت است و افتخار میکنم به گذراندن لحظات خوشی از زندگیم در کنار تک تک عزیزانی که همسفرم بودند . به امید سفری دوباره
روح الامینی

 

لیلای همیشه لبخند به لب
همیشه شاد و پیروز بش، باش که بودن تو نگینی است یگانه بر پیکر وطن.
امیدوارم با یاری خداوند چراغ را زندگیت همیشه روشن و گل سعادتت همواره شکفته باشد.
مریم حاجت پور

 

سفر (س: سودای رفتن، ف: فردای رویا، ر: راههای بی تکرار )
و اگر این باشد و لیلای دوست داشتنی، ما هم هستیم
فریبا رحیمی

 

بهترین خاطره ای که از این سفر دارم مربوط به منزل پسر عموی رئیس علی دلواری که بی نظیر بود البته کل این سفر برام جالب و پرخاطره بود تک تک روزهایش خاطره برانگیز و برای همیشه جالب می مونه و علاقه داشتم از نزدیک لمس  کنم و در آن محیط واقع بشم مربوط به دلوار و خاطره ای که از فیلم مربوط به رئیس علی دلواری داشته بود که در آن روز و در خانه نوه عموی رئیس علی زنده شد و برای همیشه در خاطرم جاودانه شد.
متشکرم

 

سفر به جزیره مارو خاطره انگیزترین روز سفر 10 روز بود. تغییر شرایط هوا و بارانی شدن - قایق بدون حفاظ - جزیره غیر مسکونی بدون هیچ سقفی - باران تند- افتادن در آب - دو ساعت و نیم رگبار مداوم -  خیس شدن تا مغز استخوان- کوله ای پر از آب - برگشت به بندر خمیر - مشکل تعویض لباس و چایی در خانه آقا یعقوب صرف شد همه ابنها در کنار همسفرانی خوب-  فرهیخته – صبور – شاد – پر حوصله – بدون هیچ واکنش عصبی و تند – بخصوص وحید – همسفر خوب که زیر رگبار باران لبخندی شیرین بر گوشه لب گذاشته بود
کلیایی

 

در سفر کران تا کران یک روز به یاد ماندنی ترین خاطرات من و خانواده ام سفر با قایق به جزیره مارو بود که در هوای طوفانی و بارانی آغاز شد و وقتی به جزیره رسیدیم همه دوستان در زیر چادر زیر انداز که برای صرف نهار آورده شده بود خود را جمع کرده بودند تا در رگبار خیس نشوند و من ناگهان سخت شده بود و به قصد شنا به آب زدم حال که قرار به خیس شدن است پس من ترجیح دادم کامل خیس شوم و نگاه متعجب و بعضا تحسین برانگیز دوستان و همسفران برایم در آن زمان جالب بود
شهریار نظری

 

به نام او
بهترین خاطره من از سفر کران تا کران
در روز دهم فروردین بود بعد از برگشت از یک برنامه تقریبا طولانی، بعد از ناهار، یه دفعه دیدم بچه ها با کیک شمع و بادکنک وارد رستوران شدند و من رو سورپراز کردند! در حالی که صبح بیدار شده بودم ناراحت از این که چرا روز تولدم، هیچ برنامه خاصی ندارم، از آنجایی که خدا هرگز منو تنها نمی گذاره، دوستان زحمت کشیدند و برام کیک هدیه تهیه کردند. با تشکر فراوان از مدیریت اسپیلت و همکار و دوست عزیزم، مهتاب توپچی که در زمینه تدارکات تولد زحمات بسیار کشید.
با تشکر
تورلیدر کران تا کران لیلا ترک زاده

 

لیلا جان بدان که هر گامی که برمی داری دست خدا در دست تو خواهد بود.
پریا دانشور دختر ده ساله گروه کران تا کران

 

حشمت دانشور:
بسیار سفر عالی داشتیم. همه شما را به خدا می سپارم و دوستتون دارم.

 

کانال تلگرام اسپیلت

کانال تلگرام اسپیلت

اینستاگرام خارجی

شماره تلفن اسپیلت